تبليغاتX
پیام زیست

پیام زیست
تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی
اگر میخواهید فایل اتوکد را به عکس تبدیل کنید به آخر این پست بروید و روش این کار را که به رنگ بنفش نوشته شده بخوانید اما اگر حوصله دارید داستانی را که در این مورد نوشتم بخوانید .

چرا لقمه را دور سرمان میچرخانیم

چند وقت پیش یکی از اساتید از ما خواست که نقشه هایمان را به صورت فایل عکس روی  CD تحویل او بدهیم من با آنکه مدتها با اتوکد کار کرده بودم این کار را بلد نبودم  و همیشه نقشه هایم را به مرکز پلات برده و روی کاغذ پلات میگرفتم در نتیجه دست به پرس و جو زده ولی نتیجه ای نگرفتم حتی آنجایی که برایم پلات میگرفتند میگفتند میتوانیم بعد از پلات گرفتن آن را برایت اسکن کنیم و به عکس تبدیل کنیم ولی من میدانستم که حتما باید راه مستقیمی برای این کار وجود داشته باشد در نتیجه دست به دامان اینترنت شدم آنجا چند نرم افزار معرفی شده بود که یکی از آنها را دانلود کردم

ولی آنها هم مشکلاتی داشتند مثل اینکه سرعت باز کردن فایل و تبدیل به عکسشان کم بود ،امکان ویرایش روی نقشه وجود نداشت و همچنین اینکه تمام نقشه را تبدیل به عکس می کرد و نمیشد قسمتی از آن را انتخاب کرد و کیفیت تصویر هم مناسب نبود .

من هرچه در اینترنت گشتم راه مستقیمی که فایل های اتوکد را با خود کد مستیما به عکس تبدیل کند پیدا نکردم

اما خودم با کلی کار کردن روی نرم افزار این را یاد گرفتم و می خواهم آن را به شما یاد بدهم این روش در زیر آورده ام .

روش تبدیل فایل های Autocad به عکس با خود نرم افزار اتوکد

ابتدا فایل اتوکد را باز میکنیم

روی قسمتی که میخواهیم به عکس ثبدیل شود زوم می کنیم

از منوی فایل گزینه پلات را انتخاب می کنیم

در پنجره باز شده منوی باز شویی قرار دارد که در آن می توان پرینتر یا پلاتر مورد نظر را انتخاب کرد ولی شما به جای انتخاب سخت افزار ( یعنی نام پرینتر ) گزینه microsoft office document writer  را انتخاب کنید

 تنظیمات مانند اندازه کاغذ و ... را انجام دهید

 دکمه window را فشار دهید و روی نقشه مورد نظر کلیک و دراگ کنید ( یعنی گوشه محل مورد نظر دکمه موس را نگه داشته و تا جایی که می خواید تبدیل به عکس شود بکشید ) محل انتخاب شده خاکستری میشود

در پنجره پلات گزینه fit to paper را جهت قرار گرفتن نقشه در کل صفحه تیک بزنید

دکمه پریویو را فشار دهید تا پیش نمایش را ببینید

روی شکل پرینتر در بالای صفحه کلیک کنید و از پنجره باز شده مکان مورد نظر برای سیو ردن عکس را انتخاب کنید و در پایین پنجره فرمت تصویر که من در اینجا فقط فرمت tif را دیدم انتخاب کنید و سیو را بزنید محل انتخاب شده تبدیل به عکس با فرمت tif  میشود .

بعدا میتوانید با استفاده از نرم افزارهای پینت یا پاور پوینت فرمت عکس را به نوع دلخواه مثل jpg,bmp , ... تغییر دهید . به همین سادگی .

 


برچسب‌ها: فایل های اتوکد, AUTOCAD, عکس, tif
[ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 13:47 ] [ نیما ]
[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 1:47 ] [ نیما ]

پتو راه حل بحران انرژی

نمیدانم چرا ما ایرانیها همیشه میخواهیم همه چیز را خوب ببینیم تا 10 سال دیگر ما به وارد کننده گاز و نفت تبدیل خواهیم شد اما در جامعه هیچ کس نگران نیست و همه فکر میکنند ما تا سالها بعد نفت و گاز خواهیم داشت این که می گویند ما تا 200 سال دیگر گاز داریم دروغ نیست اما به گفته رئیس مرکز ملی بهره وری از هشت سال دیگر یعنی سال 1398 ما برای تامین نیاز داخلی باید گاز ونفت وارد کنیم ( گاز داریم ولی کفاف نیاز کشور را نمیدهد ) و این به دلیل مصرف فاجه بار ما ایرانی ها است به گفته رئیس این مرکز مصرف جهانی گاز 178 است ولی در ایران 900 ، ببینید چند برابر دیگران گاز مصرف میکنیم مهمترین دلیل مصرف بالای گاز فرهنگ مصرف است که ما اصلا به آن توجه نمیکنیم .

حال بهترین راه حل کاهش مصرف را گوشزد می کنیم شاید توجه کنید ؛ پتو بهترین راه حل است این که ما در زمستان و در هنگام خواب دو پتو روی خود بیندازیم و درجه بخاری یا شوفاژ را کم کنیم ، راه دیگر پوشیدن لباس گرم در خانه است ، اما چه فایده کو گوش شنوا اگر به یکی از دوستان خود بگویید بخاری را کم کن ولباس گرم بپوش مسخره اتان میکند! میتوانید امتحان کنید، آن وقت ما ایرانیها ادعای ملی گرایی یمان هم میشود ولی با دست خود اسباب تضعیف آن را فراهم میکنیم ، برخی هم میگویند می خواهیم صرفه جویی کنیم ولی صرفه جویی منِ تنها فایده ای ندارد به این شخص باید گفت : " من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد" در ضمن تو تنها نیستی حتی اگر تنها باشی صرفه جویی تو تنها هم تاثیر دارد چون با صرفه جویی می توانی سبب بهره مندی چهار نفر دیگر را از گاز فراهم کنی اگر در کل کشور 500 نفر هم مثل تو صرفه جویی کنند(که مطمئنا خیلی بیشتر هستند ) 2000 نفر در کشور از گاز بهره مند خواهند شد و این خود خدمتی بزرگ به مردم وکشور است وکار خیر محسوب میشود و در نهایت به نفع خودت است چون چند سال بیشتر میتوانی از گاز استفاده کنی .

یکی از دوستان که به چین رفته بود می گفت آنجا که ما بودیم گاز داشتند و هوا هم سرد بود اما چینی ها حاضر نبودند حتی شمعک بخاری را روشن کنند و میگفتند ما به خاطر چین لباس گرم می پوشیم ولی بخاری را روشن نمیکنیم همین کارها را کرده اند که کشورشان اکنون به غول اقتصادی تبدیل شده است البته ما چنین انتظاری از مردم خود نداریم به هر حال گاز برای آسایش است ما فقط انتظار یک پتوی اضافه داریم واینکه در خانه در زمستان لباس زیر نپوشند و لباس گرم تری به تن کنند ، آیا این کار سختی است ؟!

نکته : وقتی یک پتو میتواند هزاران نفر را از نعمت گاز

طبیعی برخوردار کند و از سوخته شدن هیزم یعنی

هزاران درخت و نابودی هکتارها جنگل جلوگیری کند چرا

حاضر نیستیم یک پتو اضافه روی خود بیندازیم !!!؟!!!

خود خواهی وکوته بینی تا کی ؟

[ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 21:58 ] [ نیما ]

                    آن عاشقی که جان داد تا زنده، دین بماند

 

                        چشمش به خاک و خون خفت در کربلا، حسین است

 

                      آزاده مرد و باشید گر حق نمی­پرستید

 

                                            آن رهبری که فرمود این نکته را، حسین است

 

 

 

آیا امام حسین (ع)  آن همه سختی کشیدو شهید شد که ما فقط برای او عزاداری کنیم ؟

یا او می خواست چیزی به ما بگوید که ما نمی فهمیم یا لیاقت دانستنش را نداریم ؟

[ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 20:3 ] [ نیما ]
یه فرزند شهید بود که دنبال پدرش می گشت. از گنجشک و ستاره و ماه می پرسید و آخرش می فهمید باباش پیش خدا رفته!
متن شعر:

گنجشک ناز و زیبا// که می‌پری اون بالا

بال و پرت به رنگ خاک//دلت مهربون و پاک

به من بگو وقتی که پر کشیدی// بابام رو تو ندیدی؟

دیدمش از اینجا رفت// اون بالا بالاها رفت

پیش ستاره‌ها رفت// یواش و بی صدا رفت

****

ستاره آی ستاره// پولک ابر پاره

خاموشی یا می‌تابی// بیداری یا که خوابی

به من بگو وقتی که خواب نبودی// بابام رو تو ندیدی؟

دیدمش از اینجا رفت// اون بالا بالاها رفت

از این طرف از اون راه// رفته به خونه‌ی ماه

****

ماه سفید و تنها// که هستی او بالاها

نقره نشون کهکشون// چراغ سقف آسمون

به من بگو وقتی که نور پاشیدی// بابام رو تو ندیدی؟

همین جا پیش من بود// نموند و رفت زود زود

اون بالا بالاها رفت// بابات پیش خدا رفت

****

خدا که مهربونه// پیش بابام می‌مونه

گریه نمی‌کنم من// تا شاد نباشه دشمن

 

 

[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 21:2 ] [ نیما ]

نمیدانم چرا امروز چیزهای عجیب و غریبی مد شده

اگه پوشیدن این شلوارها برای هم دردی با قشر فقیر است خیلی هم خوب است

ولی این چه حماقتی است خریدن این شلوارها که قیمت آن چندین برابر لباس سالم است

آدم عاقل یک شلوار سالم ارزانتر میخرد و با تیغ موکت بری آن را پاره پاره کند و بگوید من مد روز پوشیدم

لازم نیست برای یک شلوار پاره با چندین برابر قیمت پول بدهد

عقل که نباشه جون در عذابه

البته هرکس حق دارد هر طور دوست دارد لباس بپوشد .

[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 20:22 ] [ نیما ]
تا چند زمین نهاد بودن
سیلی خور باد و خاک بودن

نا چند چو یخ فسرده بودن
در آب چو موش مرده بودن

چون باد دویدن از پی خاک
مشغول شدن به خار و خاشاک

چون شیر به خود سپه شکن باش
فرزند خصال خویشتن باش

نظامی
[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 19:19 ] [ نیما ]

هرکس من مولای اویم این علی مولای اوست

عید سعید غدیر خم مبارک .

[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 15:58 ] [ نیما ]
 

حتما تاکنون در مورد روشهای تربیت کودکان شنیده اید و اینکه می گویند تربیت کودکان باید بدون تنبیه بدنی باشد البته این مطلب کاملا درست است اما آیا تاکنون در مورد روشهای جایگزین روانشناسان شنیده اید ؛

یکی از این روشها معروف به اطاق خلوت یا time out است روانشناسان معتقدند به جای تنبیه بدنی باید کودکان را در اطاق کرد و مجبورشان کرد که مثلا 5 دقیقه روی صندلی بنشینند و دوربرشان خالی بوده و اسباب بازی نباشد ، ظاهرا ساده به نظر میرسد اما اگر جای آن کودک بودند می فهمیدند که چه تحقیر بزرگی روی کودک انجام میشود چرا که این گونه خود کودک علیه خود کودک اقدام میکند ، فرض کنید کودک تنبیه بدنی شود در این صورت کودک چند ثانیه دردش میگیرد و چند دقیقه بعد هم فراموش می کند اما اگر به روش یاد شده تنبیه شوند برای تمام عمر این تحقیر را فراموش نخواهند کرد و در آینده و یا از همان زمان ، کودکانی انتقام گیر ، عقده ای ، افسرده و با مشکلات روانی به بار می آیند . این کودکان به احتمال زیاد در آینده خودکشی کرده و یا دست به جنایت می زنند تا این احساس تحقیر را فراموش کنند که هیچ فایده ای هم برایشان نخواهد داشت .

حال چه راه جایگزینی وجود دارد ؛

مطمئنا تنبیه بدنی به هیچ وجه صحیح نیست اما به هر حال از روش بالا بهتر است ولی راه های بسیار بهتری هم هست که هم موثر تر و هم بدون تحقیرند بهترین راه این است که اصلا تنبیهی صورت نگیرد و با تذکر اشتباه را به کودک گوشزد کرد که اگر از اول تربیت درستی صورت گیرد و عاطفه مناسبی بین کودک و خانواده وجود داشته باشد مطمئنا موثر خواهد بود و دیگر حتی نیاز به تذکر هم وجود نخواهد داشت . اما اگر از ابتدا با کودک خوش رفتاری نشده باشد با تذکر به این راحتی حل نمی شود در مرحله بعد باید با جدیت بیشتری به کودک تذکر داد و در صورت لزوم عصبانی شد راه های شدیدتر دیگر هم وجود دارد مثل تشویق یا محرومیت یعنی مثلا " اگر این کار را نکنی برایت آبنبات می خرم یا مثلا اگر کار بدت را تکرارکنی به پارک نمی برمت " در نهایت می توان از کودک قهر کرد ( ولی نه طولانی ( این ها خیلی بهتر از روش های روانشناسان است . اصلا روانشناسان تربیت نمی کنند بلکه تحقیر و مجازات می کنند تا عمل تکرار نشود مثل قاتلی که برای جلوگیری از تکرار عملش اعدامش میکنند .البته قاتل را باید اعدام کرد ولی به یاد داشته باشید که کودک قاتل نیست و هر عملی هم انجام دهد از روی کودکی و کم تجربگی است و قرار نیست کودک مجازات شود تا عبرت سایرین گردد و یا عملش را از ترس دوباره انجام ندهد بلکه کودک باید تربیت شود تا در آینده زندگی خوبی داشته باشد .

به جای تنبیه با کودک دوستانه صحبت کنید

[ پنجشنبه نوزدهم آبان 1390 ] [ 20:41 ] [ نیما ]

مسئله بحران غذا و افزایش جمعیت جهان را حتما تاکنون شنیده اید ما میخواهیم به ابعاد آن در ایران بپردازیم .

ایران کشور وسیعی است اما یک سوم ایران کویر به معنای واقعی یعنی جایی که هیچ گیاهی ندارد و فقط شن های روان در آن وجود دارند و به هیچ وجه امکان زندگی در آن وجود ندارد فقط شاید بتوان از آن جهت جذب توریست استفاده کرد وحتی اگر آبی در آن وجود داشته باشد به دلیل شوری زمین ها قابل کشاوزی ویا زندگی نیستند .

یک سوم ایران بیابان است یعنی زمین هایی که در آن فقط خار وجود دارد ولی زمین های آن شور نیست و در صورت وجود آب می توان در آن کشاورزی کرد ولی زمین های مرغوبی نیستند اما مشکلی که اینجا وجود  دارد عدم وجود آب و بارندگی است هر چند در برخی مناطق آب کمی وجود دارد که معمولا در آن مناطق پسته میکارند که با این وضعیت خشکسالی این آب ها هم به زودی تمام شده وکشاورزی در این مناطق مختل می گردد البته در چنین مناطقی زندگی وجود دارد و شهر هایی وجود دارد مثل شهرهایی در استان های یزد کرمان سیستان و بلوچستان برخی مناطق استان های فارس و اصفهان و ... که با توجه به خشکسالی ، رشد جمعیت و مصرف بی رویه آب زندگی هم در چنین مناطقی با اشکالات فراوانی روبه رو خوهد شد .

می ماند یک سوم باقی مانده

در این مناطق زمین های مرغوب با مقداری آب وجود دارد ولی بیشتر آنها دارای بحران آب هستند سطح آبهای زیر زمینی به شدت کاهش یافته به طوری که در چند سال اخیر سطح آب ها از ۲۰ و ۴۰ متر به ۱۰۰ ۱۵۰ ۲۰۰ و در نهایت به ۳۵۰ متر رسیده این روند تا کی قرار است ادامه داشته باشد تا مرکز زمین که آب نیست فوقش تا ۳۵۰ متر بعد از آن آبی وجود ندارد و در صورت ادامه خشکسالی و عدم تغییر الگوی کشت تا چند سال آینده آب تمام میشود .

می ماند برخی مناطق پر باران مانند شمال کشور که حدود یک بیست و هفتم مساحت کشور را داراست و نیز برخی مناطق شمال غرب کشور که آنها هم بخش وسیعی از آن کوهستانی صعب العبور صخره ای ویا همیشه پوشیده از برف است که نه امکان کشاورزی دارند نه امکان زندگی و فقط مساحت کمی از آن قابل زندگی و کشاورزی میباشد. پس از این کشور وسیع در اینده نزدیک فقط مناطق کوچکی قابلیت سکونت و کشاورزی دارند که شاید یک بیستم کشور هم نشود و در این مساحت نمی توان جمعیت افزایش یافته را جا داد و غذای آنها را هم به هیچ وجه نمی توان تامین کرد . حتی اگر به فرض هم خشکسالی پایان یابد و مناطقی که هم اکنون قابل کشتند دوام آورند فقط میتوان غذای بین ۳۰ تا ۳۵ ملیون نفر را تامین کرد که این هم در شرایط خاص ترسالی امکان پذیر است پس میبینیم که نه تنها جمعیت زیاد است بلکه نصف جمعیت هم زیاد هستند و باید با کنترل جمعییت مانع رشد آن شد .

البته شاید برخی بر این باورند که(( هر که دندان دهد نان دهد )) یا اینکه خدا ((روزی هر که را آفرید میرساند)) ما به این افراد میگوییم اولا مگر انسان ها فقط به غذا احتیاج دارند دوما آمار رسمی سازمان خار بار جهانی (فائو) نشان میدهد روزانه حدود 18000 کودک در جهان بر اثر گرسنگی  میمیرند و اگر آمار سوء تغذیه را هم به آن اضافه کنیم این تعداد به 80000 مرگ در روز میرسد البته شاید این افراد بگویند این آمارها غیر واقعی است اما ما به آنها پیشنهاد میکنیم بروند آفریقا و با چشم خود این گرسنگان را ببینند و مرگ برآثر گرسنگی را تماشا کنند یا کسی هست که وجود گرسنگانی را که به اسکلتهای متحرک معروفند را رد کند .     

همه اینها که گفته شد  فقط  به کمبود غذا در صورت افزایش جمعیت اشاره کرد بحث آلودگی های زیست محیطی هم بسیار مهم است ولی آنقدر روشن است که دیگر نیازی به توضیح در مورد آن ندارد .

نمیدانم برخی فیلمها را که در آنها آینده زمین را نشان میدهد که زمین غیر قابل سکونت شده و مردم در ایستگاه های فضایی زندگی میکنند را دیده اید یا نه ؟ نظر شما چیست .

               

[ پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ] [ 16:33 ] [ نیما ]

محصولات ترا ریخته ( یا ترانس ژنیک ) محصولاتی هستند که در ساختار ژنتکی آنها دستکاری صورت گرفته است

و این تفاوت دارد با اصلاح ژنتیکی که با روش های طبیعی مثل انتخاب ، دو رگ گیری و سایر روش های بیخطر طبیعی صورت می پذیرد . حتی محصولات جهش یافته با پرتو دهی هم تراریخته محسوب نمیشوند . در پرتودهی همان اتفاقی که در طبیعت مثلا طی هزاران یا ملیونها سال ویا حتی در لحظه رخ میدهد طی چند روز اتفاق میافتد  در نتیجه دخالت در طبیعت محسوب نمیشود و فقط فرایند تکامل سریع تر شده ولی در محصولات تراریخته  ژن ها را از موجود زنده ای به موجود زنده دیگر انتقال میدهند که ساختار طبیعی موجود زنده را به هم میریزد مثلا ممکن است ژنی را از کرم خاکی به گندم منتقل کنند  حال این چه مشکلی پیش می آورد  گندم تولید شده دارای ساختاری از کرم خاکی است و مصرف کننده اگر بداند ممکن است حالش بهم بخورد دوما ممکن است خود محصول دارای ساختاری عجیب و غریب بوده و موجود خطرناکی به وجود بیاورد حتی اگر خود محصول مشکلی نداشته باشد در نسل های بعدی در فرایند تکامل و یا جهش طبیعی ممکن است مشکلاتی به وجود آورد و یا در فرایند دو رگ گیری با محصولات دیگر ترکیب شده و نسل خطرناکی را به وجود آورد و در نهایت اکوسیستم بهم بریزد و نسل موجودی منقرض یا نسل جدیدی به وجود آید . سوم اینکه بیشتر محصولات تراریخته ژن مقاومت به آنتی بیوتیک دارند و این ژن می تواند با باکتری ها تبادل شده و نسل مقاوم به آنتی بیوتیک در باکتری ها ایجاد کرده که این برای انسان و جانوران خطرناک است و باکتری های معمولی که به راحتی با آنتی بیوتیک ها از بین میروند میتوانند کشنده شوند .

نگارنده معتقد است  اصلاح تا جای ممکن باید از روش های طبیعی و یا جهش زایی صورت بگیرد مگر زمانی که هیچ راهی برای سیر کردن شکم مردم جز مهندسی ژنتیک باقی نماند که در این صورت هم باید ببینیم مردن از گرسنگی بهتر است یا بیماری ناشی از باکتری های مقاوم .

                                      DNA

[ جمعه نوزدهم فروردین 1390 ] [ 17:42 ] [ نیما ]
یکی از اجزاء سفره هفت سین ماهی گلی است من نمیدانم این رسم از کجا آمده زیرا تا آنجا که من میدانم در رسوم باستانی چنین چیزی نبوده و بعدها اضافه شده اصلا این ماهی قرمز کوچک چه گناهی کرده که باید در تنگ کوچکی زندانی شده و بعد از مدت کوتاهی بمیرد . من چند سالی است که برای سفره هفت سین ماهی نخریده ام چون این کار را بر خلاف حقوق حیوانات میدانم . 

                                         

اما چرا ماهی ها زود میمیرند و چاره چیست :

من هر سال که ماهی می خریدم بعد از مدت کوتاهی میمرد و من خیلی ناراحت میشدم اما من که دوست نداشتم ماهیها را در تنگ کوچکی محبوس ببینم یک بار آنها را در دیگ نگهداری کردم و آنچه دیدم آن بود که ماهیها چند سال زنده ماندند و من بعدا آنها را داخل حوض فواره یک فلکه انداختم ( از آنجا که به دلیل خشکسالی چشمه یا رودخانه ای باقی نمانده بود ) من به این نتیجه رسیدم که علت مرگ این ماهی ها فقط ظرف کوچک است و اگر آن ها را داخل ظرف بزرگی نگهداری کنید بی دلیل نمیمیرند . در این صورت زحمت انسان هم کمتر میشود زیرا لازم نیست هر روز آب ماهی ها را عوض کنید و بسته به اندازه ظرف حتی میتوانید تعویض آب را بعد از دو هفته انجام دهید البته در طول این مدت باید گاهی مقداری  آب با فشار داخل ظرف ماهی ها بریزید تا هوا به ماهی ها برسد . مقدار کمی نمک ( مثلا اگر در دیگ نگهداری میکنید نصف قاشق چایخوری ) داخل ظرف ماهی ها بریزید . هنگام تعویض آب مستقیم به ماهی ها دست نزنید من این کار را به وسیله یک لیوان انجام میدادم  اگر تور دارید آن هم میشود . به ماهی ها غذاهایی که مخصوص آن ها تهیه شده بدهید اگر پیدا نشدتکه ای نان را به قطعات خیلی ریز ( کوچکتر از دهان ماهی ) تقسیم کرده و داخل آب بریزید این باور که ماهی ها احتیاجی به غذا ندارند غلط است ماهی هم مانند هر موجود دیگری به غذا احتاج دارد مقداری جعفری یا کاهو ریز ریز کرده داخل آب بریزید ولی  بهر حال غذای مخصوص خودشان بهتر است . مهمتر از همه آنکه بعد از عید آنها را داخل آب جاری مثل رودخانه بیندازید البته از آنجا که در این اوضاع خشکسالی آب جاری به سختی پیدا میشود آن هارا داخل حوض فلکه ها یا پارکها اگر آب آنها دائمی است بیندازید . مهمتر از آن هم اینکه اصلا این چه کاری است که ماهی بخرید ماهی ها گناه دارند ماهی که جزء رسوم باستانی نبوده است .

[ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ] [ 23:39 ] [ نیما ]

ضمن تبریک سال نو امیدوارم که سالی خوب بدون جنگ خشکسالی و دروغ پیش رو داشته باشید

                                       

             

[ یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 ] [ 21:49 ] [ نیما ]

سیمان ژئوپلیمری

در حال حاضر سیمان‌های پرتلند که بیشترین میزان مصرف را در دنیا دارند با مشکل کمبود مواد اولیه روبرو هستند،

از طرف دیگر به ازای هر تن سیمان پرتلند تولیدی 5/1 تن مواد اولیه نیاز است که به ازای این مقدار سیمان یک تن گاز دی اکسید کربن وارد طبیعت شده و به شدت تهدید کننده منابع طبیعی انرژی بوده و با سیاست‌های «توسعه پایدار» که از سوی سازمان ملل ارائه شده مغایرت دارد.  با اشاره به این که تولید پایدار این سیمان با مشکل روبرو بوده و نیاز به تولید سیمان‌های جایگزین دارد،  تولید و خواص مکانیکی سیمان‌های ژئوپلیمری با اساس متفاوت از سیمان‌های پرتلند نظیر دمای بسیار پایین برای تولید بدون‌آلایندگی زیست محیطی ، استحکام بالا و سریع در زمان بسیار کم پرداخته شده است. در خصوص چگونگی تهیه این سیمان میتوان گفت: در تولید سیمان ژئوپلیمری، از هیچ نوع مواد آهکی استفاده نشده و هر نوع مواد رسی آلومینیوم سیلیکاتی موجود در طبیعت می‌تواند به عنوان ماده اولیه تولید این سیمان، مورد استفاده قرار گیرد. در این سیمان از مواد کائولنی موجود در معادن ایران استفاده شده به طوری که بدون نیاز به فرآوری سنگ آهک در دمای بالا و تولید گاز دی اکسید کربن در دمای بسیار کم یک ماده فعال برای تولید سیمان ژئوپلیمری به دست می‌آید که با ترکیب این ماده با مواد قلیایی، بتن ژئوپلیمری به دست می‌آید. پس از چهار ساعت می‌توان به سیمان ژئوپلیمری بسیار مقاومی دست یافت که تحمل وزن یک هواپیمای کالرشال را داشته و در مواقع اضطراری هنگامی که باند فرودگاهی آسیب دیده می‌توان از آن استفاده کرد.                                        

 پژوهشگران فرانسوی به تازگی اعلام کرده‌اند که اهرام ثلاثه مصر ساختارهایی مشابه سیمان‌های ژئوپلیمری دارند که عمر طولانی این سازه‌ها، با استفاده از تئوری سیمان‌های ژئو پلیمری توجیه می‌شود و بدین ترتیب می‌توان سیمان هایی با دوام صد ساله تولید کرد. سیمان ژئو پلیمری می‌تواند در تولید آجرهایی با خواص عالی و در عین حال ارزان قیمت و سبک‌تر آن هم تنها در دمای 80 درجه سانتی‌گراد استفاده شود که در مقایسه با حرارت مورد نیاز تولیدآجرهای سنتی (1100 درجه سانتی‌گراد) تفاوت قابل ملاحظه‌ای داشته و خاصیت تعدیل دما به ویژه در مناطق گرم کشور را دارد و سبب خنک شدن هوای اتاق دارد. با توجه به این که مواد اولیه بسیار زیادی در کشور موجود است، بدون هیچ گونه افزودنی استحکام بالاتری نسبت به سیمان‌های پرتلند دارد.

با توجه به کاربرد این نوع از سیمان‌ها در تعمیر اتوبان‌های امریکا و کاربرد تجاری آنها در فرانسه می‌توان در تهیه کامپوزیت‌های مقاوم در برابر حرارت از آنها استفاده کرد و پیش‌بینی می‌شود با توجه به خواص بالای آنها و مغایرت تولید سیمان‌های پرتلند، با سیاست‌های توسعه پایدار روز به روز تولید سیمان‌های ژئوپلیمری افزایش خواهند یافت.

[ شنبه یازدهم مهر 1388 ] [ 8:40 ] [ نیما ]
ابراز عجز پیش ستمگر ز ابلهی ست          

                                                                                     اشک کباب موجب طغیان آتش است

[ شنبه یازدهم مهر 1388 ] [ 8:23 ] [ نیما ]
 

آتش کوره را برای دشمنانت آنقدر زیاد نکن که خودت را هم بسوزاند .

[ چهارشنبه یکم مهر 1388 ] [ 0:21 ] [ نیما ]
داستانی که در زیر خواهید دید (البته به شعر) داستانی است از یکی از فداکاری های مردم ایران در دوران باستان ، شاید اگر قهرمان آن نبود اکنون نقشه ایران شکل دیگری بود .

این متن ادبی (شعر نو) توسط سیاوش کسرایی باز آفرینی شده است .

در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسياب سپاهيان ايران را در مازندران محاصره مي کند. سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح مي دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند قرار بر اين مي گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ايران داوطلب این کار می‌شود. به فراز دماوند می‌رود و تیر را پرتاب می‌کند.* تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جيحون یا آمودریا بر درخت گردويی فرود مي آيد. و آنجا مرز ایران و توران می‌شود. پس از اين تيراندازی آرش از خستگی مي ميرد. آرش هستی‌اش را بر پای تیر می‌ریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش می‌شود و جانش در تیر دمیده می‌شود. مطابق با برخی روايت ها اسفندارمذ تيرکمانی را به آرش داده بود و گفته بود که اين تير خيلی دور می رود ولی هر کسی که از آن استفاده کند خواهد مرد با اين وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تير و کمان استفاده کند.

بسیاری آرش را از نمونه‌های بی‌همتا در اسطوره‌های‌ جهان دانسته‌اند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.

آرش کمانگیر

برف می بارد                                                                   
 برف می بارد به روی خار و خاراسنگ                            
در کنار شعله آتش                                                          
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز :
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
 آفتاب زر
 باغهای گل
دشت های بی در و پیکر
 آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن کار کردن
 آرمیدن

آری آری زندگی زیباست
 زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
 ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست

زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز :
 شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم داستان ما ز آرش بود

                                                 *  *  *
روزگاری بود
 روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
 بر زبان بس داستانهای پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
 روز بدنامی
 روزگار ننگ

 ترس بود و بالهای مرگ
کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملک
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان
 برجهای شهر
همچو باروهای دل بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو

انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپاک دل دارند
 هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
نازک اندیشانشان بی شرم
که مباداشان دگر روزبهی در چشم
 یافتند آخر فسونی را که می جستند
چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد
 آخرین فرمان آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود اید
خانه هامان تنگ
 آرزومان کور
 ور بپرد دور
تا کجا ؟ تا چند ؟
آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد

 لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
 کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
 مادران غمگین کنار در
 کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
 خلق چون بحری بر آشفته
 به جوش آمد
 خروشان شد
 به موج افتاد
برش بگرفت و مردی چون صدف
 از سینه بیرون داد
(( منم آرش ))
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
((منم آرش سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
 کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سر بلند کوه ماوایم
 به چشم آفتاب تازه رس جایم
 مرا تیر است آتش پر
 مرا باد است فرمانبر
 و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
 رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست ))

 پس آنگه سر به سوی آٍسمان بر کرد
 به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد :
 ((درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود
که با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود
به صبح راستین سوگند
 به پنهان آفتاب مهربار پاک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند
 زمین می داند این را آسمان ها نیز
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من نه افسونی
نه ترسی در سرم نه در دلم باک است))
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه های بی تاب می زد جوش
 زمین خاموش بود و آسمان خاموش
 تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه خورشید
هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید
 نظر افکند آرش سوی شهر آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه
 
 دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
 کودکان از بامها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
 پیر مردان چشم گرداندند
 دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا کردند
 آرش اما همچنان خاموش
 از شکاف دامن البرز بالا رفت
 وز پی او
 پرده های اشک پی در پی فرود آمد
                                               *  *  *
شامگاهان
 راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر
 باز گردیدند
 بی نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر
 آری آری جان خود در تیر کرد آرش
 کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش
 تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
 نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
 و آنجا را از آن پس
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند

 آفتاب و ماه را در گشت
سالها بگذشت
در تمام پهنه البرز
 وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید
و اندرون دره های برف آلودی که می دانید
 رهگذرهایی که شب در راه می مانند
 نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
 و نیاز خویش می خواهند .
 با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ
 می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه

می دهد امید           می نماید راه

این شعر کمی خلاصه شده برای دیدن کل شعراینجا را کلیک کنید .

[ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ] [ 17:21 ] [ نیما ]
 

تا چند زمین نهاد بودن               سیلی خور باد و خاک بودن

نا چند چو یخ فسرده بودن          در آب چو موش مرده بودن

چون باد دویدن از پی خاک          مشغول شدن به خار و خاشاک

چون شیر به خود سپه شکن باش          فرزند خصال خویشتن باش

                                                                                          نظامی 

[ جمعه سی ام مرداد 1388 ] [ 16:16 ] [ نیما ]
 

در بسیاری کشورهای پیشرفته احزاب محیط زیستی وجود دارند و معمولا مورد حمایت مردم و در اکثریت قرار دارند مانند آلمان که حزب سبزهایش معروف است اما در کشور ما تاکنون دیده نشده که یک حزب یا گروهی برای پیروزی در انتخابات شعار زیست محیطی بدهند یا هیچ دولتی توجه خاصی به محیط زیست داشته باشد همه این ها به این دلیل است که در کشور ما هنوز اهمیت محیط زیست برای مردم مشخص نشده است و حتی برخی حمایت از محیط زیست را کاری بیهوده و سوسول بازی میدانند حتی گاهی دیده شده مردم علیه سازمان حفاظت محیط زیست تظاهرات کرده و علیه اقدامات آنها شعار میدهند گمان میکنند سازمان محیط زیست با آنها دشمنی دارد و وقتی جلوی یک پروژه را می گیرد به منافع مردم توجه نمی کند ولی آنها نمیدانند که محیط زیست اقداماتش برای افزایش کیفیت زندگی آنان  و جلوگیری از نابودی منابع و در نهایت زندگی بهتر آنان است .

حتی گاهی دیده شده واعظان بی اطلاع مردم را علیه سازمان حفاظت محیط زیست تحریک میکنند در صورتی که حتی اصل موضوع را نمیدانند مثلا در مورد دریاچه ارومیه یکی از سخن رانان از سازمان محیط زیست انتقاد کرده بود و آرتمیا را که نوعی موجود بسیار با ارزش آبهای شور است (موجودی که میگوی آب شور هم نامیده میشود و برای تغذیه ماهیها استفاده میشود هر کیلوگرم از این موجود ارزش اقتصادی زیادی دارد و در دریاچه ارومیه گونه با ارزشی از آن با نام آرتمیا ارومیانا وجود دارد ) نوعی پرنده دریایی تصور کرده بود .

حال زمان آن فرا نرسیده که مردم را از اهمیت محیط زیست آگاه کنیم و حتی حزبی با رویکرد محیط زیستی ایجاد شود .  

[ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ] [ 2:2 ] [ نیما ]

پتو راه حل بحران انرژی

نمیدانم چرا ما ایرانیها همیشه میخواهیم همه چیز را خوب ببینیم  تا 10 سال دیگر ما به وارد کننده گاز و نفت تبدیل خواهیم شد اما در جامعه هیچ کس نگران نیست و همه فکر میکنند ما تا سالها بعد نفت و گاز خواهیم داشت این که می گویند ما تا 200 سال دیگر گاز داریم دروغ نیست اما به گفته رئیس مرکز ملی بهره وری از ده سال دیگر یعنی سال 1398 ما برای تامین نیاز داخلی باید گاز ونفت وارد کنیم ( گاز داریم ولی کفاف نیاز کشور را نمیدهد ) و این به دلیل مصرف فاجه بار ما ایرانی ها است به گفته رئیس این مرکز مصرف جهانی گاز 178 است ولی در ایران 900 ، ببینید چند برابر دیگران گاز مصرف میکنیم مهمترین دلیل مصرف بالای گاز فرهنگ مصرف است که ما اصلا به آن توجه نمیکنیم .

حال بهترین راه حل کاهش مصرف را گوشزد می کنیم شاید توجه کنید ؛ پتو بهترین راه حل است این که ما در زمستان و در هنگام خواب دو پتو روی خود بیندازیم و درجه بخاری یا شوفاژ را کم کنیم ، راه دیگر پوشیدن لباس گرم در خانه است ، اما چه فایده کو گوش شنوا اگر به یکی از دوستان خود بگویید بخاری را کم کن ولباس گرم بپوش مسخره اتان میکند! میتوانید امتحان کنید، آن وقت ما ایرانیها ادعای ملی گرایی یمان هم میشود ولی با دست خود اسباب تضعیف آن را فراهم میکنیم ، برخی هم میگویند می خواهیم صرفه جویی کنیم ولی صرفه جویی منِ تنها فایده ای ندارد به این شخص باید گفت : " من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد" در ضمن تو تنها نیستی حتی اگر تنها باشی صرفه جویی تو تنها هم تاثیر دارد چون با صرفه جویی می توانی سبب بهره مندی چهار نفر دیگر را از گاز فراهم کنی اگر در کل کشور 500 نفر هم مثل تو صرفه جویی کنند(که مطمئنا خیلی بیشتر هستند ) 2000 نفر در کشور از گاز بهره مند خواهند شد و این خود خدمتی بزرگ به مردم وکشور است وکار خیر محسوب میشود و در نهایت به نفع خودت است چون چند سال بیشتر میتوانی از گاز استفاده کنی .

یکی از دوستان که به چین رفته بود می گفت آنجا که ما بودیم گاز داشتند و هوا هم سرد بود اما چینی ها حاضر نبودند حتی شمعک بخاری را روشن کنند و میگفتند ما به خاطر چین لباس  گرم می پوشیم ولی بخاری را روشن نمیکنیم همین کارها را کرده اند که کشورشان اکنون به غول اقتصادی تبدیل شده است البته ما چنین انتظاری از مردم خود نداریم به هر حال گاز برای آسایش است ما فقط انتظار یک پتوی اضافه داریم واینکه در خانه در زمستان لباس زیر نپوشند و لباس گرم تری به تن کنند ، آیا این کار سختی است ؟!  

 

نکته : وقتی یک پتو میتواند هزاران نفر را از نعمت گاز

طبیعی برخوردار کند و از سوخته شدن هیزم یعنی

هزاران درخت و نابودی هکتارها جنگل جلوگیری کند چرا

 حاضر نیستیم یک پتو اضافه روی خود بیندازیم !!!؟!!!

 خود خواهی وکوته بینی تا کی ؟

[ یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ] [ 17:12 ] [ نیما ]

     

همان طور که در پست های قبلی گفته شد مصرف انرژی در کشور فاجعه بار است و مصرف سرانه ما چندین برابر جهان است حال زمان آن فرا رسیده که برای صرفه جویی اقدام کنیم همان طور که وعده داده بودیم روش جدیدی برای کاهش مصرف سوخت های فسیلی ارائه میکنیم :

آبگرم کن هیبریدی آبگرم کنی است که مرحله پیش گرم سازی آب در آن توسط خورشید انجام میشود و توسط گاز یا هر سوخت فسیلی دیگر مرحله نهایی گرم سازی آن انجام میشود اینگونه مشکل آبگرم کن های خورشیدی در روزهای ابری و شبها را ندارد البته واضح است که در روزهای گرم تابستان نیازی به گرم شدن آب توسط گاز وجود ندارد و بدون برخورد به مشکل هم آب گرم تامین میشود هم در مصرف انرژی صرفه جویی .

آب گرم کن های خورشیدی به دو دلیل از اقبال عمومی برخوردار نیستند اول در روزهای ابری و شبها نمیتوانند آب گرم تولید کنند ( هر چند که بعضی سیستم دخیره سازی دارند ) و دلیل دیگر عدم تبلیقات در این زمینه است. که آبگرم کن هیبریدی مشکل اول را حل کرده است . البته به نظر میرسد هزینه خرید آبگرم کن های هیبریدی کمی بیشتر است ولی نسبت به کاهش مصرف گاز بسیار به صرفه تر است .

[ یکشنبه سی ام فروردین 1388 ] [ 2:14 ] [ نیما ]

بر طبق ارزیابی ها تا پایان قرن (میلادی ) نیمی از جمعیت کره زمین بر اثر بحران های زیست محیطی از بین خواهند رفت .

نظر شما چیست ؟

چه باید کرد ؟

[ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ] [ 4:0 ] [ نیما ]
راه حلی دیگر برای بحران انرژی
راه حلی آسان و کم هزینه
مشکل کمبود سوخت فسیلی تا حد زیادی کم میشود 
به زودی آن را میشناسید
منتظر بمانید
حدس بزنید
.
.
.
[ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ] [ 3:43 ] [ نیما ]

 

در پست گذشته در مورد مشکلاتی که گوشت های هرمونی به وجود می آورد صحبت کردیم ، حال می خواهیم راههای جلوگیری از به وجود آمدن این مشکلات را شرح دهیم ؛

 

-         پوست مرغ را نخورید ، چرا که بیشتر این هرمون ها در پوست مرغ ذخیره میشوند .

-         از گوشت گوسفند یا بز که بیشتر به روش سنتی تهیه می شوند استفاده کنید .

-         از محصولات ارگانیک استفاده کنید ( البته محصولات ارگانیک صنعتی در ایران خیلی کم است )

-         ماهی را جایگزین گوشت های دیگر کنید .

 

البته در مورد ماهی سعی کنید از نوع پرورشی آن استفاده کنید چرا که گوشت ماهی های دریایی به دلیل آلودگی های دریایی معمولا به ترکیبات فلزات سنگین آلوده اند و این خود مشکلاتی ایجاد میکند .

سعی کنید از جگر مرغ هم پرهیز کنید چرا که آنتی بیوتیک هایی را که به آنها میدهند در کبدشان ذخیره شده و برای انسان مضر است .

به طور کلی محصولات ارگانیک گیاهی و دامی بهتر است و متاسفانه در ایران این محصولات به ندرت یافت میشوند . و نوع غیر ارگانیک ایرانی آن هم به دلیل عدم رعایت استاندارد و نظارت کافی ، بیش از حد دارای مواد اضافی وآلوده کننده از جمله کود ، سم ، هرمون و ... بوده وخطر آفرین است .

توصیه کلی ما این است که گوشت ماهی پرورشی بهترین محصول گوشتی است  و جایگزینی آن با سایر این محصولات برای سلامت شما مفید است .

در پست های آینده باز در مورد محصولات ارگانیک صحبت خواهیم کرد .

               

به سلامتی خود و خانواده اتان اهمیت دهید .

[ جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ] [ 15:28 ] [ نیما ]
شاید  از برخی اختلالات هرمونی رنج میبرید و یا از خود میپرسید چرا هر روز چهره مردها مردانه تر و چهره زنها هم مردانه میشود ویا اینکه چرا بلوغ مردان زودتر از سن طبیعی وبلوغ دختران دیرتر از سن طبیعی رخ میدهد جواب همه این سوالات گوشت هایی است که به روش های صنعتی تولید شده و برای افزایش رشد دامها به آنها تستسترون میزنند و این میزان بیش از حد استاندارد است و در گوشت دامها بخصوص مرغ باقی مانده و اختلالات هرمونی در انسان به وجود می آورند . نمونه بارز این اختلالات سیبیل درآوردن دختران است . شاید باور نکنید ولی خیلی جالب است که بدانید گوشت هایی که به نام مرغ به شما میفروشند در واقع جوجه هستند و در هنگام سر بریدن جیک جیک میکنند اما رشدشان اندازه مرغ است و دلیل آن هرمون هایی است که به آن ها میدهند .

حال باید چه کرد گوشت نخوریم؟!

این سوالی است که در پست های آینده به آنها اشاره خواهیم کرد .

[ چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ] [ 1:2 ] [ نیما ]
درباره وبلاگ

تا چند زمین نهاد بودن
سیلی خور باد و خاک بودن

نا چند چو یخ فسرده بودن
در آب چو موش مرده بودن

چون باد دویدن از پی خاک
مشغول شدن به خار و خاشاک

چون شیر به خود سپه شکن باش
فرزند خصال خویشتن باش

نظامی

موضوعات وب
برچسب‌ها وب
امکانات وب
بک لینک فا