نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی
نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی
بر رست و بردوید بر او بر به روز بیست ؟
پرسید از آن چنار که «تو چند روزه ای؟
گفتا «مرا سال بیشتر ز سی ست»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز
بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو
با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»
ناصر خسرو
بر رست و بردوید بر او بر به روز بیست ؟
پرسید از آن چنار که «تو چند روزه ای؟
گفتا «مرا سال بیشتر ز سی ست»
خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز
بر تر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست؟»
او را چنار گفت که «امروز ای کدو
با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است
فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که از ما دو مرد کیست»
ناصر خسرو
+ نوشته شده در جمعه سی ام فروردین ۱۳۹۲ ساعت 20:20 توسط نیما
|
تا چند زمین نهاد بودن